تعریف استاد و دانشجو از کلاس درس چیست؟


#1

در موضوع «چه نکاتی سر یه کلاس دانشگاه هست که ممکنه تو ذوق دانشجو بزنه؟»، گفتم که کلاس درس از نظر من چیزی فرای یادگیری درس برای دانشجو و یا تدریس برای استاده، پس کلاس چیه؟

واقعیت قضیه اینه که کلاس برا هر دو، استاد و دانشجو، یه فعالیت جمعیه. و همه اینا در یک کلیتی تعریف میشن و همه باید نسبت به این کلیت حس مسئولیت کنند.

تعریف کلاس درس از نظر استاد و دانشجو

یعنی اگه یه دانشجوی المپیادی داریم که سر کلاس هست این نباید فقط خودش رو ببینه که حالا این درس رو بلد هست یا نیست . بلکه نسبت به همۀ هم کلاسی هاش باید دید و نظر داشته باشه و فکر کنه فعالیتش در این کلاس برای بقیه دوستانش می تونه موثر باشه . اصلا می تونه به روند کلاس کمک کنه. همه دانشجوها با حضور و تداومشون می تونند حتی به استاد جهت بدهند و کمک کنند.

بیشتر اساتید ما دیدشون نسبت به کلاس انفعالیه؛ نه انتظار مشارکتی از دانشجو دارن و نه از خودشون انتظار دارن که خیلی قاطی بچه ها بشن. یا حتی خارج از کلاس بخوان باهاشون بحث و صحبت داشته باشن. گاهی دعوتشون کنن به چایی و قهوه، مثلا از تقریباً 36 جلسه کلاس در ترم، یکی دو جلسه اختصاص بدن به بچه ها، تا از فضای کلاس خارج بشن و یا صحبت های دیگه داشته باشن و به این طریق روش دیگری از برخورد با دانشجو رو هم تجربه کنند.

البته اینها منوط به اینه که هنوز استاد در کارش صلب نشده باشه. استادی که صلب شده باشه فایده نداره. یه مشکل که در دانشگاه های بزرگ مثل شریف وجود داره همین مسئله ست که اساتیدِ صاحب سابقه زیادن و به نقطه‌ای رسیدند که انگیزه کافی برای برخورد و تعامل با نسل جوان ندارند. و این گرچه در ابتدا یه چیز مثبتیه اما در خیلی موارد تبدیل به یه چیز منفی میشه.

در ادامه ی موضوع چی میشه که اکثر دانشجوها بعد از ورود به دانشگاه، انگیزه شان افت میکند؟


چرا دانشجویان از گوشی سر کلاس درس استفاده می‌کنند؟
#2

چون می خوام با ذهن خودم به سوال بالا پاسخ بدم توضیحات رو نخوندم. تعریف من به عنوان یه دانشجو:

کلاس درس جایی هست که انقدر کشش برام داره که به جای چرت زدن بتونم جای یک ساعت و نیم، 2 ساعت توش حضور داشته باشم.

  • بعد این مدت وقتی دارم از کلاس خارج می شم حس کنم وقتم تلف نشده و چیزی به معلوماتم اضافه شده
  • بحث درش جریان داره
  • استادش دنبال ارزیابی مستمر از حال و حس دانشجوهای حاضر باشه
  • دخالتشون بده در بحث و حتی در درس دادن (سوال پرسیدن، پای تخته)
  • وقتی دارم از کلاس میرم بیرون هیجان داشته باشم جلسه بعد در کلاس حاضر شم
  • مطالب ارایه شده تو کلاس انقدر منسجم و کامل باشه که بعد کلاس نخوام وقت زیادی صرف فهمیدن مطالب گفته شده بکنم

#3

@najme

تعریف من به عنوان یه استاد سابق:

کلاس درس جایی هست که انقدر کشش برام داره که به جا چرت و پرت گفتن در یک ساعت، یه روز توش حضور داشته باشم.

  • بعد این مدت وقتی دارم از کلاس خارج میشم حس کنم وقتم تلف نشده و گوشی پذیرای درسم بوده.
  • بحث درش جریان داره.
  • دانشجوها دنبال ارزیابی مستمر از حال و حس و در ضمن عملکرد من هستن. هر جا بیراهه میگم به چالش کشیده میشم.
  • دانشجوها دخالت میکنن در بحث و حتی در درس دادن هم به صورت فاعلانه ای شرکت میکنن.
  • وقتی دارم از کلاس میرم بیرون هیجان دارم که برای جلسه ی بعدی درس قوی تری اماده کنم که کسی نتونه به چالش بکشم.
  • مطالب تو کلاس خیلی سریع فهمیده میشه و نیازی نیست حتی الفبای درس های دیگه رو هم سر این کلاس تدریس کنم.